تبليغاتX
(((Persian Gulf)))*(((آخرین ستاره))) - کبوتران قاصد
غروب آمد و کبوتران قاصدم نیامدند

و من دلم چه شور میزند

به آسمان نگاه می کنم

به پولک ستاره ها

و یادشان در این تن تکیده تیر میکشد

((کجا فرود آمدید؟

                                    کدام بام نا شناس؟؟))

و بر پر سپیدتان کنون که دست می کشد؟

چه فکر تلخ و تیره ای به دور از شما

نوار خون که بسته در میان بال هایتان

دریغ

ستارگان کبوتران بی پیام و بی پرند

هنوز از کنار این دریچه من در انتظار به آسمان

نگاه می کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/16ساعت 21:2  توسط فریاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
وقتی بزرگ شدم که فهمیدم باید سر تعظیم به پیشگاه واحدی بگذارم که غیر ندارد

و سر خم کنم آنگاه که او بخواهد

و بدانم که همه چیز زشت است و عشق به او زیباست و مبنای تنفسم و کلامم و ((...))همان

است که بود و هست و خواهد بود و تمام اغیار را پس میزنم اگر او بخواهد

والسلام

پیوندهای روزانه
فریاد دل
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
87/07/08 - 87/07/14
87/06/08 - 87/06/14
87/05/08 - 87/05/14
87/05/01 - 87/05/07
87/04/22 - 87/04/31
87/04/05 - 87/04/21
87/04/08 - 87/04/14
87/03/22 - 87/03/31
87/03/05 - 87/03/21
87/03/08 - 87/03/14
87/02/22 - 87/02/31
87/02/05 - 87/02/21
87/02/01 - 87/02/07
87/01/22 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/07
86/11/22 - 86/11/30
86/11/05 - 86/11/21
86/11/08 - 86/11/14
آرشیو موضوعی
حدیث پریشانی و عشق
پیوندها
صدای معلم
رفیقای ما رو آزاد کنید
خورشید در تابوت های شکسته
مدافعان آزادی و دموکراسی
آزاد
مشرک
بوم رنگ
هفت دریا
فرزاد کمانگر
راه مصدق
مدافعان حقوق بشر
یک آسمان خالی
زندانیان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM